۱۳۸۸/۱٢/٢٢

بستری برای پرورش شاعری بزرگ

این مطلب در روزنامه ی اطلاعات به تاریخ ۴شنبه ١٩ اسفند ٨٨ به چاپ رسیده است:

گفتاری درباره ی مذهب حافظ

در نگاه به بیتی از دیوان خواجه

 

علی عباس نژاد

 

در سرزمینی زندگی می کنیم که از دیرباز مذهب نقش تعیین کننده ای در زندگی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مردم داشته و دارد. با این همه در بستر همین فرهنگ، خوانندگان آثار ادبی بدون کوچک ترین تعصبی آثار شاعران و نویسندگان ادوار مختلف تاریخ ادبیات فارسی را می خوانند و جهان بینیشان از آن ها تاثیرات جدی می پذیرد. با این دید بحث درباره ی مذهب شاعری نامدار چون حافظ ، آن هم برای اثبات هم فکری حافظ با عموم افراد جامعه یا مذهب رسمی افتادن در دام بحثی بیهوده است. خصوصا اینکه شعر حافظ بستری است برای بحث های ادبی،تاریخی،معنایی ، زیبا شناسیک و ... که شاید مذهب یکی از صدها موضوع قابل بررسی در شعر او باشد که به نسبت از اهمیت کمتری برخوردار است.

اما ازآنجاکه شناخت دنیای فکری شاعری ایرانی که همواره در جستجوی حقیقت است بدون در نظر داشتن ابعاد فکری او میسّـر نمی شود، ناگزیریم بررسی این موضوع را تا رسیدن به نتیجه ای قابل قبول ادامه دهیم.

**

یکی از کتاب هایی که به تفصیل درباره ی مذهب حافظ بحث کرده است، حافظ شیرین سخن اثر ارزنده ی دکتر محمّد معین است که درباره ی دلایل تسنن یا تشیع حافظ بحث می کند و در نهایت با بحث در رد قطعیت آن ها روی به تعیین ویژگی های معتقدات حافظ بر اساس شعر خود او می آورد، و در واقع از اظهار نظر صریح پرهیز میکند.[i]

بهاء الدین خرمشاهی نیز در مقدمه ی حافظ نامه با استناد به پژوهش های طولانی خود درباره ی مذهب حافظ چنین می گوید:

...حافظ در اصول عقاید، یعنی مکتب کلامی، پیرو اشعری و در فروع (مذهب فقهی) شافعی است، و در عین حال آشکارا گرایش به تشیع دارد. اما شیعی کامل عیار نیست و مسلم است که مثل هر مسلمان پاک اعتقاد بی تعصب صاحبدلی دوستدار خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام است.[ii]

 

مولف حافظ نامه در کتاب دیگرش به نام حافظ پس از نقل و بررسی نظرات استاد معین در حافظ شیرین سخن چنین می گوید:

اشعری گری حافظ شواهد بسیاری از شعر او دارد و در جنب معانی متواتر، وجود چند اشاره ی حاکی از ارادت به امیرالمومنین علی (ع) و عترت پیامبر (ص) ، صراحت قطعی و دلالت تمام بر تشیع حافظ ندارد. و چنانکه در جای دیگر نوشته ام: « گرایش او به خاندان پیامبر (ص) و حضرت علی(ع) نیز دو وجه و محمل دارد: یکی تمایل به اهل بیت در نزد شافعی و پیروان او. دوم نوعی گرایش کلی و مبهم و کمرنگ به تشیع که در عصر حافظ باب شده بود. چنانکه نه فقط علمای معاصرش چون شمس الدین آملی، صاحب نفائس الفنون، و دیگر از اساتیدش، میر سید شریف جرجانی، بلکه حتی شخصیت غریبی چون تیمور نیز از این گرایش ها داشته اند.»[iii]

 

منوچهر مرتضوی نیز در بخش پیوست ها در جلد دوم اثر ارزشمند خود ـ مکتب حافظ ـ بحث مفصلی در این باره کرده است و در میانه ی این مطلب سودمند آورده است:

اساسی ترین نکته ای که تمایل مولانا و حافظ و غزالی را به مسلک اشعری توجیه می کند این است که معتزله پیرو «عقل» و تابع ردّ و قبول معیارهای منطقی و عقلانی و اشاعره موافق « نقل و اعتقاد و ایمان قلبی» بودند.

 

همو چند پاراگراف بعد می گوید:

اشعری مشرب بودن غزّالی و تمایل جلال الدین مولوی به این مشرب موضوعی است ثابت و قولی که جملگی بر آن اند، درباره ی حافظ مساله مبهم تر است.[iv]

 

در نهایت، آنچه خواننده ی دوستدار و پیگیر به آن می رسد، نتیجه ای است که محققین گرانقدر به آن اشاره کرده اند و معیار و مبنای نتیجه گیری های ایشان هم شواهدی معدود و معیّن از شعر حافظ است، که گاه بعضی از آن ها، چنان که در کتاب حافظ شیرین سخن بررسی می شوند ابیات معتبری از دیوان نیستند تا بتوان با استناد به آن ها گرهی از پژوهش درباره ی باور مذهبی را گشود.

نگارنده این سطور،قصد کاوش دوباره درباره ی آنچه پیش تر بزرگان درباره ی آن به تفصیل بحث کرده اند ندارد، و برای طرح مدعای خود، به بیتی از خواجه ی شیراز استناد می کند که در تمام نسخه های چاپی ـ اعم از تصحیح های ذوقی و علمی ـ به یک صورت واحد ضبط شده است،[v] اما در جست و جوی مذهب حافظ تا به حال به آن اشاره نشده است. از میان 51 نسخه ی خطی قرن نهم، 33 نسخه ی خطی این غزل را در خود دارند و در میان 32 نسخه ی خطی که این بیت را دارند دگرسانی قابل ملاحظه ای که مفهوم و معنای بیت را دستخوش تردید کند وجود ندارد. متاسفانه استاد خرمشاهی در حافظ نامه به شرح این غزل نپرداخته اند. بیت مورد نظر این است:

 

چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکی ست

نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود

 

از میان نسخه های خطی نسخه ی « یجـ » به جای « چون» آورده است « چو » ،  و نسخه ی « پنـ » به جای « نبود خیر » ، « عافیت نیست » را کتابت کرده است.[vi] بنابراین به استناد نسخ خطی و تصحیح برجستگان ادبیات ، شعر و حافظ پژوهی یکی از ابیات معتبر دیوان حافظ است.

در شرح این بیت، دکتر خلیل خطیب رهبر آورده اند:

اگر با دل پاک و جامه ی نمازی به خانه ی خدا نروی فرقی میان کعبه با بتکده که هیچ آدابی ندارد نخواهد بود. آری در خانه ای که پاکی و پاکدامنی نباشد، نیکی و آسایش نتوان یافت.[vii]

 

متاسفانه باید پذیرفت این معنای بیت معنایی مدرسه ای است که تنها به کمک افزودن بر متن بیت و نادیده گرفتن تناسبات شعر قابل پذیرفتن است. در تفسیر این بیت با در نظر گرفتن این که شعر حافظ با مفاهیم قرآنی عجین است، به تناسب سه کلمه ی کلیدی «طهارت»، « عصمت » و « خانه » توجه کنیم.همراه آمدن این سه کلمه خصوصا طهارت و عصمت موجب می شود که نتوانیم به آسانی معنای سهل انگارانه ی فوق را برای این بیت بپذیریم. در این صورت می توان پذیرفت که این بیت تلمیح لطیفی است به آیه ی مشهور تطهیر در سوره ی مبارکه ی احزاب:

... انّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عنکمُ الرِّجسَ اهلَ البیتِ و یُطهّرَکم تطهیرا

 

تا اینجا هم تنها یک تلمیح را یافته و بررسی کرده ایم. اما محتوای بیت و نگاه حافظ به موضوع است که می تواند قابل ملاحظه و جالب باشد. حافظ به صراحت اهل بیت را که صاحب عصمت و طهارت اند از دیگران برتر دانسته و برای خانه ای که چنین نیست کعبه و بتخانه را یکسان دانسته. این نگاه چیزی فراتر از یک تمایل ساده ی شیعی ـ که در شعر بسیاری از شاعران فارسی زبان آن را می یابیم ـ است. در ضمن غرض شاعر چنان لطیف و هنرمندانه مطرح شده است که مطلقا بعید است به دیوان افزوده شده باشد، چون هیچ کسی در زمان حافظ و پس از او صاحب چنین باریک بینی و ظرافتی در بیان مطلب نبوده، چنان که امروز هم این مطلب از چشم محققان و مصححان باریک بین و نکته سنج دور مانده است. البته در صحت بیت اتکای به نسخه های خطی نیز شایان توجه است که پیش تر از آن یاد کردم.

با توجه به این بیت، حال می توان نگاهی دوباره به غزلی از حافظ که بیت مشهور « کجاست صوفی دجال کیش ملحد فعل / بگو بسوز که مهدی ّ دین پناه رسید» در آن است کرد ، که از مستندات شیعی بودن او هستند و جناب خرمشاهی با استدلال تاریخی شایسته ای قابل استناد بودن آن را مردود دانسته اند می توانیم نگاه کنیم. خصوصا اینکه ایشان لفظ « مهدی دین پناه» را محدود به باور شیعه ندانسته اند، اما ارزش آن بیت در بحث پیرامون این موضوع هم با نگاه به بیت مورد استناد ما بیشتر می شود. به هر حال شکی نیست باورهای درونی شاعر بر نگاه او به مسائل اجتماعی ـ سیاسی نیز اثر می گذارد.

اما فراموش نکنیم که معیار ارزش شعر حافظ مذهب او نیست، چنان که همین امروز هم شیفتگان حافظ در سراسر دنیا از مذاهب و آیین های گوناگون هستند. ارزش والای شاعر بزرگ فارسی زبان ایرانی به روح انسانی حاکم بر شعر اوست و مذهب از این بعد در نگاه به آثار او ارزشمند است که بستری است برای پرورش شاعری چنین بزرگ.

موضوع دیگری که تشیع حافظ را جذاب می کند، دگر اندیشی اوست نسبت به عموم جامعه در زمانه ی خود. درست است که در زمان او گرایش های مختصری به تشیع در حال شکل گیری بوده است، اما اینکه شخصیتی چون حافظ در روزگاری که غلبه با تفکراتی شناخته شده و متفاوت بوده باشد، در این اقلیت فکری ـ سیاسی ـ اجتماعی جای بگیرد درخور توجه است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[i] . حافظ شیرین سخن/دکتر محمد معین/صدای معاصر/چاپ سوم/ 1375

[ii] . حافظ نامه/ بهاء الدین خرمشاهی / علمی و فرهنگی / چاپ یازدهم / 1379

[iii] . حافظ/ بهاء الدین خرمشاهی / طرح نو / 1378/ ص 161

[iv] . مکتب حافظ/ منوچهر مرتضوی/ انتشارات توس/ چاپ پنجم/ ج 2/1388

[v] . خاطر مجموع – جامع بیست و یک نسخه ی چاپی مستند و معتبر / شفیع شجاعی ادیب/ انتشارات فاخر/ چاپ دوم/1381

[vi] . دفتر دگرسانیها در غزلهای حافظ/ دکتر سلیم نیساری/ فرهنگستان زبان و ادب فارسی/ 1385

[vii] . دیوان غزلیات حافظ/ دکتر خلیل خطیب رهبر/ انتشارات صفی علیشاه/ 1380

پی نوشت:

این مطلب پس از ارائه به روزنامه اطلاعات با بررسی نظرات شارحین دیوان تکمیل شد.اما در نتیجه گیری نهایی و ساختار کلی مطلب تغییری ایجاد نشده است.

خلوت گزیده|| ۱:٤٠ ‎ب.ظ



خانه
تماس



نشریه سمرقند

آوای آزاد

هفت سنگ

خلوت گزیده